صفحه اصلي | مقالات | دکتر محمد جواد باهنر گوهر خستگی ناپذیر ایمان و عمل

دکتر محمد جواد باهنر گوهر خستگی ناپذیر ایمان و عمل

اندازه حروف Decrease font Enlarge font
image

بسم رب الشهدا   

 
به بهانه 8 شهریور روز مبارزه با تروریسم و سالروز انفجار دفتر نخست وزیری به دست منافقان و شهادت مظلومانه شهیدان رجائی و باهنر 1360 



تولد و هجرت


در اسفند سال 1312 هجری شمسی در "محله شهر " کرمان کودکی به دنیا آمد که نامش را محمد گذاشتند . در همان سال کودک دیگری در گوشه ای از همین سرزمین به دنیا آمد که نام او را هم محمد گذاشتند . اولی را " محمد جواد " و دومی را " محمد علی " . و این آغاز راهی بود که به شهادت در راه خدا در کنار همدیگر منتهی می شد . 

شهید حجه الاسلام دکتر محمد جواد باهنر در خانواده ای فقیر و پرجمعیت دیده به جهان گشود ،    او دومین فرزند خانواده بود که غبر از خودش ، هشت برادر و خواهر دیگر داشت. پدرش پیشه ور ساده ای بود که از طریق مغازه ی کوچکش امرار معاش خانواده را صورت می داد. او پنج ساله بود  که به مکتبخانه رفت و خواندن و نوشتن را همان جا  آموخت و یازده ساله بود که در مدرسه ی معصومیه ی کرمان زیر نظر حجت الاسلام حقیقی به تحصیل علوم اسلامی پرداخت. در همان زمان که درس طلبگی را می آموخت ، همزمان باآن در مدارس جدید نیز تحصیل می کرد که توانست در سال 1332 ه.ش مدرک پنجم قدیم و سپس دیپلم کامل را بگیرد. در همین سال بود که برای ادامه ی تحصیل به شهر مقدس قم رفت. در سال اول ورود به قم در مدرسه فیضیه سکونت کرد و درس هائی مانند کفایه و مکاسب را نزد استادان آن زمان مثل مرحوم مجاهدی ، سلطانی و دیگران به اتمام رسانید . در آنجا پس از تکمیل درس های سطح در سال 1333 درس خارج فقه و اصول را در محضر علمای بزرگی مانند آیت ا... بروجردی و حضرت امام خمینی (ره) به مدت 7 سال فراگرفت . شهید باهنر از این دوران چنین یاد می کند :" هنوز هم بسیاری از یادداشتهای درس آن روزها از محض ایشان به عنوان یادگار و ذخیره علمی خوبی برای ما باقی مانده است " . همچنین به مدت 6 سال نیز از درسهای فلسفه (اسفار) و تفسیر علامه محمد حسین طباطبائی بهره مند شد . پس از آن مدتی نیز در حوزه نجف از درس استادان آن حوزه کسب فیض نمود و بالاخره پس از آن بود که در سال 1337 ه.ش. به دانشکده الهیات دانشگاه تهران راه یافت و دوران کارشناسی این دانشکده را به پایان رسانید ، پس از گرفتن مدرک کارشناسی در رشته الهیات ، در رشته علوم تربیتی دانشگاه تهران به ادامه تحصیل پرداخت و این دوره را نیز با موفقیت پشت سر گذاشت و این بار به ادامه تحصیل در دوره دکتری رشته الهیات همان دانشکده پرداخت و این دوره را نیز مثل همیشه با پشتکاری مثال زدنی با موفقیت گذرانید .




 

دیدگاهها و عقاید


 زندگی شهید باهنر در ابعاد گوناگون آموزنده،روشنگر و قابل مطالعه است. از یک طرف به عنوان یک روحانی در محیط دانشگاه نه فقط به درسها و بحثها و مسائل حوزه های علمیه توجه و اهتمام داشت بلکه به لزوم آشنایی طلاب با آموزش های دبیرستانی و دانشگاهی نیز معتقد بود و خود عملا بصورت یکی از روحانیانی درآمد که پیوند دهنده حوزه ها و مجامع فرهنگی و دانشگاهی بیرون از حوزه ها بودند.او سعی داشت که مشکلات اعتقادی و فکری جوانانی را که در دبیرستان ها و دانشگاه ها تحصیل می کردند ، بشناسد و این مشکلات و راه حل آن ها را در حوزه ها مطرح کند و از این طریق این مشکلات را از سر راه جوان ها بر دارد و هم چنین از طرف دیگر به جهت تالیف کتاب های درسی که کار مشترک شهید باهنر و شهید بهشتی بوده خدمات عظیمی را در فرهنگ اسلامی به صورت تدوین کتاب های درسی انجام دادند ، که این خودش نقش اساسی در پرورش معلمین و در مرحله بعد دانش آموزان و نسل جوان داشت. او با این کار توانست برای تفهیم حقایق و معارف اسلامی به جوانانی که با اصطلاحات و شیوه های حوزه ای آشنا نبودند ، زبان مناسبی پیدا کند و به همین سبب فعالیت های اصلی او در طول زندگی تماما صبغه ی فرهنگی و تبلیغی داشت و عمدتا از طریق انتشار همین کتاب های یاد شده انجام می گرفت. ایشان علاوه بر تالیفاتی که خارج از مقوله ی آموزش و پرورش داشتند ، در متن کتاب های درسی ، زیر بنای اعتقاد اسلامی را به صورت بسیار عمیق آورده بودند ، توانستند از این طریق نقش بسیار عظیم و موثری را در آموزش و پرورش چه در بین معلمین و چه در بین دانش آموزان ایفا کنند. وی با نیروهای جوان بسیار صمیمی ، دلسوزانه و پدرانه برخورد می کرد ، به طوریکه باعث شد معلمین ، دانش آموزان و دانشگاهیان به وی گرایش پیدا کنند و بتوانند از محضرش کسب فیض کنند تا بتوانند درمسیر مبارزه راه خودشان را پیدا کنند. دیدگاه ایشان در مورد مسائل جامعه ، برگرفته از دیدگاه استاد و مراد خویش حضرت امام خمینی (ره) بود و بر مبنای همین دیدگاه مسائل جامعه از جمله مساله زن را تحلیل می کردو با دید روشن خود ، زن را از پیکره اجتماع می دانست که مورد توجه و اهمیت اسلام قرار گرفته است. همین دیدگاه را نیز در کتابی به عنوان «زن نیمی از پیکره اجتماع»به رشته تحریر در آورد که در دوران اول پس از انقلاب که جو سازی ها بر علیه دیدگاه اسلام و انقلاب علیه زن در داخل و خارج رواج داشت ، بسیار روشن گر و مفید بود.  



 عملکردها و اقدامات فرهنگی ، اجتماعی و سیاسی قبل از انقلاب 

شهید باهنر از همان ابتدا در همه ی فعالیت های اجنماعی خود با حکومت پهلوی و استبداد در ستیز بود. ذکاوت و بینش عمیق وی در پی گیری مسائل سیاسی باعث شده بود تا نسبت به رخداد های سیاسی جامعه حساسیت نشان داده و موضع گیری کند، بنابراین اولین بار در سال 1337 شمسی در آبادان به علت سخنرانی علیه رژیم شاه که به تازگی اسرائیل را به رسمیت شناخته بو د ، توسط افراد رژیم طاغوت دستگیر شد. در سال 1341 از سوی حوزه ی علمیه ی قم برای تبلیغات اسلامی در ژاپن انتخاب شد و برای تدارک دیدن مقدمات مسافرت خود به تهران آمد و در تهران متوجه مبارزات روحانیت و نهضت اسلامی که به رهبری حضرت امام خمینی(ره) شروع شده بود ، گردید و بنابراین در تهران ماند ، و با نزدیک شدن به تشکیلات هئیت های موتلفه ، در آموزش مبارزان جوان ، ترویج اندیشه های متعلق به نهضت اسلامی در میان توده ی مردم ، نقش مهم و فعالی را ایفا کرد. وی قیل از قیام 15 خرداد سال 1342 برای افشاندن بذر قیام و آگاهی دادن به مردم مسلمان از طرف روحانیت به شهر همدان اعزام شد ، تا محرم سال 1342 را به محرم قیام و حرکت تبدیل نماید. سخنرانیهای او در همین سال منجر به دستگیریش شد ، اما بعد از مدتی به خاطر اعتراضات شدید مردم نسبت به زندانی شدنش ، آزاد گردید. شهید باهنر بعد از 12 محرم سال 1342 و رودررویی رژیم شاهنشاهی با ملت ، به شدت تحت تعقیب قرار گرفت و مخفیانه به تهران آمد ، ولی در تهران باز هم دست از مبارزه بر علیه رژیم نکشید و در اسفند همان سال یعنی 42 ، به علت سخنرانی پرشور و انقلابی در مسجد جامع تهران که به مناسبت سالگرد حادثه ی خونین فیضیه ایراد شد ، دستگیر و به زندان قزل قلعه انتقال داده شد و حدود 4ماه در این زندان اقامت کرد. بعد از آزادی از زندان ، همراه با یاران روحانی و غیر روحانی همفکر خود نظیر آیت ا... دکتر بهشتی به تاسیس موسساتی از قبیل مدرسه ، بنگاه نشر ، مساجد و کانون های بحث و تبلیغ در تهران اقدام کرد و مخصوصا توانست با همکاری سید محمد حسین بهشتی و دیگران برنامه ریزی و تالیف کتاب های دینی مدارس را در وزارت آموزش و پرورش به عهده بگیرد. او با استفاده از این فرصت توانست افکار انقلابی اسلامی را در راستای مبازره با رژیم ضد اسلامی پهلوی به نحو زیرکانه ای در قالب این کتابها از سال اول ابتدایی تا پایان دوره متوسطه و حتی دوره های تربیت معلم دانشسرها بگنجاند و از طریق همین کتابها که در مقیاس وسیعی در مدارس تدریس می شد ، به نسل نوجوان و جوان کشور آگاهی و بیداری دهد. وی هم چنین با هئیت های موتلفه در زمینه ی درس های آموزشی همکاری نمود ، بعد از دستگیری سران و بزرگان هویت های موتلفه اقدام به تاسیس بنیاد رفاه تعاون اسلامی کرد که بعد ها به عنوان "موسسه رفاه" معروف شد . این موسسه با همکاری شهید محمد علی رجائی ، شهید دکتر بهشتی و حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی تاسیس یافته بود ، در ظاهر کارهای امدادی ، احداث مدارس و تشکیل صندوق های قرض الحسنه را انجام می داد و در واقع مرکزی برای مبارزات سیاسی و فرهنگی عیله رژیم بود. از دیگر اقدامات ارزنده و مهم شهید باهنر قبل از انقلاب ، تاسیس کانون تبلیغی - علمی توحید و بعد از آن تاسیس دفتر نشر فرهنگ اسلامی بود که در آن سال ها با بسته شدن شرکت سهامی انتشار ، نیاز خیلی شدیدی به وجود چنین دفتر انتشاراتی احساس می شد و ایشان با تاسیس این دفتر ، مرکزی برای عرضه ی کتاب های مذهبی ایجاد کرد و دفتر نشر وسیله ی مناسبی برای تغییر زمینه های فکری در میان جوانان شد و بالاخره این که شهید باهنر سال 1350 از سوی رژیم از سخنرانی کردن منع گردید ولی با این حال ایشان در انجمن اسلامی مهندسین ، انجمن اسلامی پزشکان و مسجدالجواد که خود در تاسیس آنها همکاری داشت و نیز در مسجد هدایت و حسینیه ارشاد به فعالیت و ایراد سخنرانی های علمی - مذهبی پرداخت و در قالب همین کارها به مبارزه ی خود علیه رژیم شاه ادامه داد تا اینکه از سوی امام به سمت مسئول کمیته ی تنظیم اعتصابات منصوب شده و در ساماندهی اعتصابات مختلف مردم مسلمان ایران سهم عمده و بسزائی داشت و به این ترتیب نقش بسیار موثری در به ثمر رساندن انقلاب اسلامی ایفا کرد. در مبارزات سیاسی که در سال 135 شمسی به اوج خود رسید ، شهید باهنر از ارکان اصلی و مهم مبارزه محسوب می شد و از آغاز تشکیل شورای انقلاب در آن عضویت داشت ، در نهایت اینکه شهید باهنر یکی از بزرگترین و اصلی ترین مهره های مبارزه با رژیم جنایتکار پهلوی بود ، که با مبارزات خود توانست نقش بسیار عظیمی در به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی ایران ایفا کند. 



 عملکرد ها و اقدامات فرهنگی ، اجتماعی ، سیاسی بعد از انقلاب 



شهید باهنر پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی در صحنه های مختلف انقلاب اسلامی فعالانه حضور داشت ، مدت کوتاهی پس از پیروزی انقلاب همراه با عده ای دیگر از یاران مانند شهید محمدعلی رجائی ؛ مامور بازگشائی مدارس و هم چنین مامور مطابقت دادن وضع آموزش و پرورش با مقتضیات پیروزی انقلاب اسلامی شد . او جزء افراد اصلی شورای انقلاب بود و نیز با کمک شهید بهشتی و تعداد دیگری از یاران حزب جمهوری اسلامی را تاسیس کرد و در این حزب از بدو تاسیس تا پایان حیات خویش حضور و فعالیت داشت ، تا اینکه پس از واقعه ی هفتم تیر 60  ، سمت  دبیر کلی این حزب را عهده دار شد. در واقع ایشان دومین دبیر کل حزب جمهوری اسلامی ایران بودند که بعد از شهید مظلوم دکتر بهشتی به این سمت انتخاب شده بودند . در اردیبهشت سال 1359 به عضویت ستاد انقلاب فرهنگی در آمد و هم چنین در مجلس خبرگان قانون اساسی به نمایندگی از طرف مردم کرمان شرکت داشت . علاوه بر آن در تشکیل نهضت سوادآموزی و نیز در بنیان گذاری فعالیت های موسوم به « امور تربیتی » با همکاری محمد علی رجائی سهم بسزائی داشت. ایشان هم چنین در اولین دوره ی مجلس شورای اسلامی به نمایندگی از طرف مردم تهران به مجلس راه یافت . پس از آن در مهر سال 1359 در دولت آقای محمد علی رجائی تصدی وزارت آموزش و پرورش را بر عهده گرفت ، و در هنگامه وزارتشان در دولت آقای رجائی در مجلس شورای اسلامی که هیات دولت نیز در آنجا حضور داشت ، با تکیه بر اصول قانون اساسی ، رایگان بودن تحصیلات عموم را در همه ی مقاطع از ابتدائی تا تحصیلات عالیه مطرح کردند و با تمام وجود درصدد توضیح مبانی و ابعاد این ضرورت بر آمدند  و آن بزرگوار با حالت خاصی فرمودند:« به یاری خدا و حمایت امام نمی گذارم امکاناتی که حق عموم مردم است ، خصوصی شود و اکثریت مردم از آن محروم گردند» بالاخره چند ماه پس از آن به هنگام ریاست جمهوری شهید محمد علی رجائی - این یار دیرین و وفادار- در پانزدهم مرداد سال 1360 به مقام نخست وزیری منصوب شد. شهید باهنر در سمت جدید خود در کنار شهید رجائی تلاش تازه ای را برای خدمت بیشتر به مردم آغاز کرده بود اما دست ناجوانمردانه ی ستم این بار نیز فرصت را از این عزیز فداکار گرفت و در شهریور ماه همان سال یعنی 1360 در حالی که چند ماه از فعالیتشان در سمت جدید نمی گذشت ، در حالیکه در جلسه ی شورای امنیت شرکت کرده بود ، به علت انفجاری که دشمنان انقلاب در اتاق شورا پدید آورده بودند، همراه با رئیس جمهور وقت آقای محمد علی رجائی و چندین تن دیگر به شهادت رسید.

 

شهادت و عروج


آن روز (8 شهریور 1360) زمان تشکیل جلسه ی شورای امنیت کشور بود که این شورا هفته ای یکبار تشکیل می شد و رجائی (رئیس جمهور)، باهنر (نخست وزیر) ، کلاهدوز(قائم مقام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) ، دستجردی(رئیس شهربانی) ، معاونین ژاندارمری و سه تن از مقامات عالی رتبه ی نظامی و انتظامی و سر انجام کشمیری جانی ، اعضای ثابت آن شورا بودند. در آن روز جلسه ساعت 14:45 ، مانند همیشه با کلام خدا (سوره والعصر)توسط آقای رجائی رسمیت بخشیده شد . شهید باهنر با چند دقیقه تاخیر وارد اتاق شد و در کنار آقای رجائی جای گرفت . قرار بود این آخرین باری باشد که شهید رجائی در شورای امنیت شرکت می کند و پس از آن ، جلسات این شورا به ریاست شهید باهنر اداره شود ، حتی در این جلسه هم رجائی چند بار خواست جایش را به باهنر بسپارد ، تا وی جلسه را ادامه دهد ، ولی باهنر مخالفت کرد و از رجائی خواست که برای آخرین بار ریاست جلسه را داشته باشد و آن را اداره کند . جلسه ی شورای امنیت با سخنان شهید دستجردی ، رئیس شهربانی که گزارشی از اوضاع شهر تهران و حوادثی که هفته ی قبل تاکنون اتفاق افتاده بود را ارائه می داد ، آغاز شد. کشمیری که سمت منشی شورا را داشت و قبل از همه با کیف سیاه رنگ وارد جلسه شده بود ، در حال رفت و آمد بود او ضبط کوچکش را مانند همیشه روشن کرده و در وسط میز گذاشته بود . کشمیری جدا یک جنایتکار به تمام معنا بود و با لینکه حدود یکسال بود که با رجائی و باهنر کار می کرد و این دو بزرگوار را می شناخت و با خصوصیات والای آن دو آشنا بود ، آن روز با کمال خونسردی ، کیف مرگ بار خود را وارد سالن کرده و در میان صندلی های رجائی و باهنر قرار داده بود . بحث شورا در مورد نحوه ی شهادت و شخصیت فردی به نام سروان همتی ، فرمانده یگان مالک اشتر بود که اخیرا در باختران به شهادت رسیده بود . گزارش سرهنگ دستجردی تمام شد و رجائی در پاسخ به سوال شهید کلاهدوز ، جزئیات شهادت فرمانده یگان مالک اشتر را شرح می داد . هیچ کس از مجروحان آن حادثه به درستی نمی دانند ، آخرین جملاتی که رجائی در این مورد گفت ، چه بود ، چرا که پس از گذشت لحظاتی از آن ، بمب منفجر شد . ولی آنچه مسلم است ، آخرین جملات شهید رجائی در مورد شهادت و نقش شهدا در انقلاب اسلامی است . ساعت 15:14 آن گاه که رجائی با چهره ی بر افروخته سخن از شهادت و شهید به زبان داشت ، چراغ های سالن در یک لحظه خاموش شد و به دنبال آن نوری خیره کننده سراسر سالن را روشن کرد و پس از آن تقریبا همه جا را فرا گرفت. نوع بمب تخریبی آتش زا بود و به همین علت پس از انفجار ، بلافاصله موج آن ابتدا قسمتی از سقف سالن را پائین آورد و هم زمان با آن آتش همه جا را فرا گرفت . این در حالی بود که سالن و دیگر اتاق های آن طبقه را دود و آتش به سرعت در بر می گرفت . موکت های ضخیم اتاق ها ، کاغذ دیواری ها و کفپوش چوبی کف راهروها از عواملی بود که به شدت آتش سوزی ناشی از انفجار بمب آتش زا را افزود و ظرف چند دقیقه طبقه ی اول ساختمان نخست وزیری را به جهنمی از آتش و دود تبدیل کرد. شهید کلاهدوز ، معاونین ژاندارمری و سه تن دیگر از مقامات نظامی که بر اثر موج اولیه انفجار هر کدام به گوشه ای پرتاب شده بودند پس از گذشت دقایقی به هوش آمدند و در حالی که هر یک به نحوی آسیب دیده بودند ، خود را از پله های سمت راست نخست وزیری به خارج پرتاب کردند. در این میان شهید دستجردی نیز که صندلیش در کنار صندلی شهید باهنر قرار داشت و به شدت بدنش سوخته بود ، نیز به هوش آمد و خود را از پنجره ی اتاق به حیاط پرتاب کرد که در نتیجه ی آن چند جای بدن سوخته اش شکست . به زودی سراسر ساختمان نخست وزیری را دود و آتش فرا گرفت و کارکنان ساختمان تماما خود را به طبقه ی فوقانی رساندند. تا حدود 15 دقیقه بعد از انفجار هیچ کس از سرنوشت دو شهید بزرگوار خبری نداشت تا اینکه چند تن از ماموران آتش نشانی که لباس مخصوص به تن داشتند ، پس از آمدن به اتاق شورای امنیت با دو جسد سوخته شده که اصلا قابل شناسائی نبودند ، مواجه شدند. هیچ کس به خود جرات نمی داد که حتی فکر کند این دو جسد که این چنین در آتش کینه ی دشمنان سوخته بودند رجائی و باهنر باشند . دو جنازه ی جزغاله شده را در پتویی پیچیدند و به پزشک قانونی حمل کردند بدین ترتیب دو هم رزم دو یار و این دو عزیز به یادماندنی با بدن سوخته و قلبی آرزومند برای خدمت بیشتر به امت اسلام به سوی خدا هجرت کردند و به فرموده ی امام به رفیق اعلی متصل شدند.  

 

کار های علمی - تحقیقی و تالیفات

 شهید باهنر مردی خوشفکر ، سلیم النفس ، صبور ، کم ادعا و پر کار بوده لذا آثار قلمی او بسیار متعدد است که غالبا با همکاری شهید مظلوم دکتر بهشتی ، علی گلزاده غفوری ، سید رضا برقعی و دیگران نوشته شده است در اینجا تالیفات ایشان رت به سه بخش تقسیم کرده و تعدادی از آنها را ذکر می کنیم :



الف . آثار کلی

تعالیم قران مجید دین شناسی تطبیقی جهان بینی اسلامی رابطه علم و دین زن نیمی از پیکره اجتماع سخنی چند درباره خداشناسی خودآموز تعالیم قرآن مجید جهان در عصر بعثت با همکاری آقای هاشمی رفسنجانی خداشناسی با همکاری گلزاده غفوری و برقعی شناخت اسلام با همکاری شهید بهشتی و گلزاده غفوری اصول دین برای برای خانواده با همکاری برقعی اصول عقاید اسلامی و تعلیمات دینی با همکاری برقعی و.....


ب . آثار تالیفی برای آموزش و پرورش

یک دوره تعلیمات دینی برای سالهای دوم، سوم، چهارم و پنجم ابتدائی یک دوره تعلیمات دینی برای سالهای اول، دوم وسوم راهنمایی یک دوره تعلیمات دینی برای سالهای اول، دوم، سوم و چهارم دبیرستان یک دوره درس قرآن برای سالهای اول تا سوم راهنمایی یک دوره درسهایی از قرآن مجید با ترجمه و شرح فارسی برای سالهای سوم تا ششم دبیرستان مجموعه ای از کتابهای تعلیمات دینی دبیرستانی تربیت و تعلیم دینی و روش تدریس قرآن و مسائل دینی برای سال اول دانشسرای مقدماتی تعلیمات دینی و روش تدریس آن برای دانشکده مکاتبه ای تربیت و تعلیم دینی و روش تدریس قرآن و مسائل دینی برای سال اول تربیت معلم یکساله و دانشسرای مقدماتی روستایی و عشایری و .....


ج. مقالات

حلقه اتصال دنیای نو و کهن ضرورت انقلاب فرهنگی اقتصاد اسلامی انسان مکتبی ، اسلام را دین زندگی ،دین قانون و دین اداره جامعه می داند ویژگی های فرهنگ اسلامی تمدن و فرهنگ اسلامی ابزار پیشرفت علم نور و تعلیم و تعلم از بزرگترین ارزشهای اسلامی است ردپای سانسور در کتاب تعلیمات دینی رمضان ، سنگری مطمئن در جهاد اکبر آهنگ انقلاب باید حاکمیت مستضفین باشد امامت و ولایت مسئولیت و رسالتهای مربی تربیتی گفتارهای تربیتی انسان و خودسازی از دیدگاه اسلام رابطه خدا و انسان از دیدگاه اسلام و مسیحیت همسری ، پیوند دو جان در برخورد با فرزندان عادلانه رفتار کنید رسالت دانشگاه اسلامی و....  

سیمای شهید باهنر در سخن بزرگان

 

حضرت امام خمینی (ره) : " من در عین حال که شهادت این دو بزرگوار برای من بسیار مشکل است در عین حال می دانم که آنها به رفیق اعلی متصل شده اند و برای آنها آرامش است " مقام معظم رهبری : " سال 1336 با شهید باهنر آشنا شدم ، سال 38-39 به رفاقت نزدیک تبدیل شد ، از سال 44 به بعد ارتباطمان سیاسی و کاری بود . وی عهده دار ریاست جلسات مخفیانه جمعی از مبارزین بود ( بازماندگان اعضای هیاتهای موتلفه اسلامی) و تعدادی از جلسات را خود و تعدادی را به من و آقای هاشمی برای تدریس واگذار کرده بود ، این کار مشترک تا 48-49 ادامه داشت " ایشان در جای دیگر ، عملکرد شهید باهنر را اینگونه ارزیابی می کنند : " من ارادتم به شهید باهنر بیش از این است که برای تشخیص عملکرد ایشان احتیاج به یک مشاهده از نزدیک داشته باشم ، یعنی هر کاری که شهید باهنر انجام داده باشد من از دور می بینم که این کار ، کار خوبی است ....." " مرد پاکی بود ، بی توقع بود ، برای هر کسی که او را بشناسد و تحسین کند کار نمی کرد ، برای خدا کار می کرد . مرد توانایی بود در اندیشیدن ، در نوشتن ، در بیان کردن و در تربیت و تدریس کردن با استعداد بود . با هوش و خستگی ناپذیر بود . این جمله ای که از قول این شهید نقل می کنند " من خستگی را هرگز ملاقات نخواهم کرد " این را ما از نزدیک می دیدیم .واقعا خستگی ناپذیر بود . دو خصوصیت در باهنر با هم بود ،

خصوصیت اول یک تلاش و کار مستمر و خستگی ناپذیر ، خصوصیت دوم عدم تظاهر به این تلاش و خستگی ". " مرحوم شهید رجائی و باهنر ، حقیقتا از جهات اعمال، رفتار و اخلاص جزو چهره های برجسته انقلاب و از نمونه های برجسته مسئول دولت اسلامی بودند " محمدجواد حجتی کرمانی شهید باهنر را اینگونه توصیف می کند : " ..و هنر باهنر این بود : رضا و تسلیم ، امید خاموش ، تلاش دائم ، صبر و بردباری ، نظم و تدبیر " ایشان همچنین می فرمایند : " باهنر در رنج زاده شد ، در رنج پرورش یافت ،و در رنج از دنیا رفت " و در نهایت اینکه همرزمان شهید او را مردی عمیق ، صبور ، بردبار ، کم حرف ، متین ، پرکار ، جدی ، صمیمی و صدیق توصیف می کردند و او را دارای ذوقی لطیف و نوشته هایی زیبا می دانند .

 


چکیده
نوشته حاضر شامل بررسی زندگی پربار شهید محمد جواد باهنر با توجه به ابعاد زندگی ایشان می باشد در بخش اول این نوشتار پس از مقدمه ای کوتاه ، تولد و چگونگی آغاز تحصیلات و راه یابی ایشان به مدارس آنروز و سپس ورودشان به حوزه علمیه قم و در نهایت تحصیلات دانشگاهی ایشان در  دانشگاه تهران مورد بررسی قرار گرفته است . بخش دوم مقاله دیدگاهها و عقاید شهید باهنر ، مخصوصا طرز تفکرشان در باره تعلیم و تربیت و همچنین پیوند دادن حوزه ها به مراکز فرهنگی و دانشگاهی را شامل می شود . همچنین در این قسمت شیوه تفکر ، رفتار و برخوردشان با قشر جوان جامعه مورد برسی قرار گرفته است . عملکردها و اقدانات فرهنگی ، اجتماعی و سیاسی ایشان قبل از انقلاب اسلامی بخش بعدی مقاله است که در آن سعی شده شروع مبارزه ایشان از سال 1337 و چگونگی ورودشان به تشکیلات هیئتهای موتلفه اسلامی و نهضت اسلامی بیان شود و پس از آن اقدامات ایشان در افشاندن بذر قیام و آگاهی مردم در قیام 15 خرداد 1342 و دستگیریشان مورد بحث قرار گرفته است . همچنین اقدامات شهید باهنر در باره تاسیس مراکز مختلف فرهنگی و اجتماعی قبل از انقلاب بحث پایانی این بخش می باشد . اقدامات ایشان پس از پیروزی انقلاب اسلامی بخش بعدی مقاله را به خود اختصاص داده است ، در این قسمت حضور فعالانه ایشان در صحنه های مختلف انقلاب و همکاری ایشان با شهیدان بهش

افزودن بر روي: Add to your del.icio.us del.icio.us | Digg this story Digg

Subscribe to comments feed نظرات (0 نوشته شد):

مجموعه نتايج: | نمايش:

نظر خود را بنويسيد comment

لطفا کد امنيتي را وارد کنيد:

  • email ارسال به دوستان
  • print نسخه چاپي
  • Plain text نسخه متنی
برچسب
برچسبي براي اين خبر وجود ندارد
ارزيابي اين خبر
0