صفحه اصلي | دل نوشته ها | دلم تنگ است و دل آدمها از سنگ

دلم تنگ است و دل آدمها از سنگ

اندازه حروف Decrease font Enlarge font
image

اتفاقا" دلم تنگ همین سنگی دل آدمهاست

چهره ام غمگین و چشمم محزون یک مرغک بی آشیان است

که این بار از منقارش به دام افتاده است

خدایا

اول قصه را تو می دانی

و تو می دانی که اینک قلبم رنجور

جسمم بیمار

اشکهایم همچو باران

چشمانم آشنای درد

و عقل و هوشم حیران دوران است

خدایا شاید ما سزاوار هر نوع عقوبت تو باشیم

ولی تو......

خدایا یه گوشه این عالم یکی در حال ویران شدن است

و گوشه دیگر...........

خدایا دلم تنگ است

شانه صبر می خواهم

ناله شب و گریه درد

تا شاید کمی آرام بگیرم

علی

 

افزودن بر روي: Add to your del.icio.us del.icio.us | Digg this story Digg

Subscribe to comments feed نظرات (0 نوشته شد):

مجموعه نتايج: | نمايش:

نظر خود را بنويسيد comment

لطفا کد امنيتي را وارد کنيد:

  • email ارسال به دوستان
  • print نسخه چاپي
  • Plain text نسخه متنی
برچسب
برچسبي براي اين خبر وجود ندارد