شاهرخ احمدزاده
دوست خوبم در دنیای حقیقیهمو که هیچ وقت نتونستم کشفش کنم . اون هنوز برای من مثل یک رازه ، راز تئاتر
داشتم به این فکر می کردم که چرا شهادت امیر مومنان حضرت علی علیه السلام با شبهای قدر تقارن پیدا کرده . چیزی به نظرم رسید...
اتفاقا" دلم تنگ همین سنگی دل آدمهاست
چهره ام غمگین و چشمم محزون یک مرغک بی آشیان است
که این بار از منقارش به دام ...
همه می پرسند چیست در زمزمه ی مبهم آب؟ چیست در همهمه ی دلکش برگ ؟ چیست در بازی آن ابر سپید روی این آبی ...
قايقي خواهم ساخت، خواهم انداخت به آب. دور خواهم شد از اين خاك غريب كه در آن هيچكسي نيست كه در بيشه عشق قهرمانان را ...
ای قلم بنویس و تن خود را بفرسای که ما چگونه آزاد و با عزت به خاکش سپردیم و در سوگش بی تازیانه برایش گریستیم...