همه می پرسندچیست در زمزمه ی مبهم آب؟چیست در همهمه ی دلکش برگ ؟چیست در بازی آن ابر سپیدروی این آبی آرام بلندکه تو را می برد این گونه به ژرفای خیالچیست در خلوت خاموش کبوتر ها ؟چیست در کوشش بی حاصل موج ؟چیست در خنده ی جام ؟که تو چندین ساعتمات و مبهوت به آن می نگری !؟نه به ابرنه به آبنه به برگنه به این آبی آرام بلندنه به این خلوت خاموش کبوتر هانه به این آتش سوزنده که لغزیده به جاممن به این جمله نمی اندیشممن ، مناجات درختان را ، هنگام سحررقص عطر گل یخ را با بادنفس پاک شقایق را در سینه ی کوهصحبت چلچله ها را با صبحنبض پاینده ی هستی را در گندم زارگردش رنگ و طراوت را در گونه ی گلهمه را می شنوممی بینممن به این جمله نمی اندیشمبه تو می اندیشمای سراپا همه خوبیتک و تنها به تو می اندیشمهمه وقتهمه جامن به هر حال که باشم به تو می اندیشمتو بدان این را ، تنها تو بدانتو بیاتو بمان با من تنها تو بمانجای مهتاب به تاریکی شب ها تو بتابمن فدای تو به جای همه گلها تو بخنداینک این من که به پای تو درافتادم بازریسمانی کن از آن موی درازتو بگیرتو ببندتو بخواهپاسخ چلچله ها را تو بگوقصه ی ابر و هوا را ، تو بخوانتو بمان با من ، تنها تو بماندر دل ِساغر هستی تو بجوشمن همین یک نفس از جرعه ی جانم باقی ستآخرین جرعه ی این جام تهی را تو بنوش
قايقي خواهم ساخت،خواهم انداخت به آب.دور خواهم شد از اين خاك غريبكه در آن هيچكسي نيست كه در بيشه عشققهرمانان را بيدار كند.قايق از تور تهيو دل از آرزوي مرواريد،همچنان خواهم راند.نه به آبيها دل خواهم بستنه به دريا-پرياني كه سر از خاك به در ميآرندو در آن تابش تنهايي ماهيگيرانميفشانند فسون از سر گيسوهاشان.همچنان خواهم راند.همچنان خواهم خواند:"دور بايد شد، دور."مرد آن شهر اساطير نداشت.زن آن شهر به سرشاري يك خوشه انگور نبود.هيچ آيينه تالاري، سرخوشيها را تكرار نكرد.چاله آبي حتي، مشعلي را ننمود.دور بايد شد، دور.شب سرودش را خواند،نوبت پنجرههاست."همچنان خواهم خواند.همچنان خواهم راند.پشت درياها شهري استكه در آن پنجرهها رو به تجلي باز است.بامها جاي كبوترهايي است كه به فواره هوش بشري مينگرند.دست هر كودك ده ساله شهر، خانه معرفتي است.مردم شهر به يك چينه چنان مينگرندكه به يك شعله، به يك خواب لطيف.خاك، موسيقي احساس تو را ميشنودو صداي پر مرغان اساطير ميآيد در باد.پشت درياها شهري استكه در آن وسعت خورشيد به اندازه چشمان سحرخيزان است.شاعران وارث آب و خرد و روشنياند.پشت درياها شهري است!قايقي بايد ساخت.
کتابخانه های مدارس و ضرورت توجه به آنها
آموزش فرایندی مادام العمر است و محدود به زمان خاصی از زندگی آدمی نمی شود و اگر مدرسه را سنگ اول بنا در این فرایند بدانیم نقش کتابخانه های مدارس نیز در این زمینه باید بیش از پیش مورد توجه قرار گیرند . با توجه به تأثیر پذیر بودن ذهن کودکان در سال های اول مدرسه ، معمولاً القای عادات نیز در همین دوران آغاز می شود و ذهن کودکان آماده ی پذیرش عادت ها و رفتارها می باشد ، بنابراین اگر عادت به کتابخانه و کتابخوانی نیز در این سنین ایجاد شود این عادت می تواند تا آخر عمر حفظ شود.
چاپ شده در روزنامه شاپرک به تاریخ 3 تیر1385
یا حسین
روز میلادت
لحظه شکفتن بغض آب است
در پگاه سرخ میلاد تو
باران تشنه شد
شبنم غصه خورد
و آب گریست
در شهادت تو عطش ردای شرم بر سر می کشد
ای سر سلسله عشق
ای پایان تشنگی
ای نهایت غربت
همیشه بغض خیسمان را در پس پرده شوق عشق تو پنهان می کنیم
لطفا گوسفند نباشید
مشخصات کتاب :
گردآورنده : محمود نامنی
ویراستاران : زهرا اسفندیاری ، شیما جراحی
گرافیست : صبا نامنی
طراح کامپیوتر : ساناز فلاحتی
سرپرست طرح : سحر نامنی
مشاور طرح : کیاوش حجاری
مدیران فنی و هنری : رضا امان اللهی ، حامد جراحی
محل نشر : تهران
ناشر : گوهر کمال ، انتشارات نامن
نوبت چاپ : چاپ بیست و دوم ( بهار 1388) چاپ اول ( بهار 1384)
موضوع کتاب : خود شناسی ، خود سازی ، آزمونهای شخصیت
ما را زندگی ساخت ، ای کاش شما را اندیشه ها بسازد
این جمله ای است که آقای محمود نامنی و یا بهتر است بگوییم گروه فرهنگی انتشارات نامن کتاب وزین خود را با آن آغاز کرده اند ، کتاب "لطفا گوسفند نباشید" یکی از بهترین و یا بهترین کتاب در زمینه خودشناسی و خودسازی می باشد که بیشتر به صورت نقل قول سخنان بزرگان می باشد و نویسنده سعی کرده است با بیانی ساده ، شیوا و همه فهم ، مفاهیم بلند خودشناسی ، عشق ورزی ، خدمت و انسانیت را از میان انبوهی از منابع قابل اعتماد استخراج و صادقانه و خالصانه به قول خود نویسنده با قطره قطره جوهر اخلاص فقط برای آگاهی خوانندگان -نه به شوق نام و ذوق نان - در اختیار آنها قرار دهد .این کتاب در 5 فصل تدوین یافته که متن اصلی و شاید منظور اصلی گرداورندگان آن در فصل اول که شامل 19 بخش می باشد آمده است .
در اینجا برای معرفی بیشتر این کتاب با ارزش ضمن معرفی فصول و بخشهای آن اشاره ای نیز به چند سطر از محتوای آن خواهد شد
کتابخانه های کودکستان و ضرورت توجه به آنها
بدون شک یکی از مهمترین و موثرترین دوران زندگی آدمی ، زمان کودکی است . دورانی که در آن شخصیت فرد پایه ریزی شده و شکل می گیرد . با توجه به اهمیت و حساسیت سال های اولیه کودکی به عنوان دوره بسیار مهم از نظر رشد فیزیکی و ذهنی کودکان ، برنامه ریزی برای آموزش و پرورش در این سنین باید دارای ماهیتی مثبت و اثرگذار باشد . با عنایت به تاثیر پذیر بودن ذهن کودکان در این برهه از زندگی ، و آمادگی ذهن آنان برای پذیرش عادات و رفتارها ، اگر عادات خوب و مثبتی به کودکان القا شود می توان انتظار داشت که این عادت ها در سال های بعد نیز حفظ شده و احیانا تا آخر عمر همراه فرد باقی بماند. عادت به کتاب ، کتابخانه ، کتابخوانی و مطالعه نیز می تواند در همین سنین به کودکان القا شود که در این صورت ما کودکانی علاقه مند به کتاب ، مطالعه و تحقیق خواهیم داشت و همین امر می تواند یکی از عوامل رشد و ترقی افراد و جامعه باشد . کودکستان به عنوان اولین قدم به سوی زندگی اجتماعی می تواند تاثیر شگرفی در شکوفایی استعداد کودکان داشته باشد. از آنجا که پیشرفت هر ملت در گرو شکوفایی استعداد های افراد آن رقم می خورد، توجه به کیفیت آموزش های دوران قبل از دبستان می تواند بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد.
این نوشته سعی دارد به مطالعه درباره ی یکی از بخش های اثرگذار کودکستان پرداخته و اهمیت ایجاد و مدیریت صحیح کتابخانه در کودکستان ها را بررسی نماید.چاپ شده در روزنامه شاپرک به تاریخ 9 اردیبهشت 1386
به یاد پدر
خواستم در ماتم بابای خود گریه کنم
یادم آمد ماجرای کربلا چشمم بسوخت
خواستم تا خیمه ای بر پا کنم در سوگ او
خیمه ثار خدا دیدم که در آتش بسوخت
خواستم تا صورتم نیلی کنم ، بر سرزنم
صبر زینب یادم آمد گونه هایم را بسوخت
خواستم همراز زینب من شوم در کربلا
دامنم آتش گرفت و زلف با معجر بسوخت
خواستم هم ناله طفلان در بندش شوم
بازویم با تازیانه ، هم کف پایم بسوخت خواستم تا در وداع آخرش صبری کند
بر وداع آخر میر حرم قلبم بسوخت
خواستم تا تحفه ای پیشم بماند از پدر
یاد آن پیراهن غارت شده،جانم بسوخت
خواستم یک بوته گل اندر مزارش افکنم
دیدم انگشتر به دستم در غم مولا بسوخت
خواستم تا باز گویم قصه ویرانه را
من به چشم خویش دیدم قصر شاهانه بسوخت
خواستم واضح بگویم که چه شد در کربلا
هم دهانم، هم زبانم هم لبم یکجا بسوخت
و اینک ما مانده ایم و خطوط پیدای خاطرات دلنشین بر روی لوح دل غمدیده مان .خاطرات عزیزی که دیگر فرصتی برای بودن در کنار ما بیچارگان در عالم فانی نداشت و کاروان دنیای جاودانگی او را همراه خود برد و جمعی را چنین در ماتم رفتنش سیاهپوش و اندوهگین کرد.آری او را برد و با بردنش چه درد و زخمی بر ژرفای تن و جانمان به یادگار گذاشت. در ماتم فراقش به سوگ نشستیم و چه بی تاب و تلخ امید وصال دوباره اش و ترک فراقش را در عالم خواب و رویا جستجو می کنیم .
او رفت و قرین شدن سوگش با عزای استخوان سوز سید شهدای عالم ابا عبدالله الحسین (ع) تسکینی بر روح و جانمان شد و آرامشی بر قلبمان و بهانه ای برای بی تابی هایمان .
کتابخانه های سیار راهکاری مناسب برای کمبود کتابخانه های عمومی
کتابخانه ها به عنوان جزئی کوچک ولی اساسی از ساختار یک جامعه ، همواره مورد توجه بوده و بسط و گسترش این مراکز از اهم برنامه های فرهنگی دولتها به حساب می آید . از آنجایی که خواندن و مطالعه وسیله ارتقا و رشد فردی و فکری و نیز زمینه ایجاد و تولید دانش در افراد می باشد و نیز از آنجایی که کتابخانه در کنار خانواده و مدارس و سایر سازمانها به شکل هم سو و هم هدف ، نقش اساسی در شکل گیری شخصیت و الگوسازی رفتاری افراد دارد ، ضرورت توسعه و ایجاد این مراکز به عنوان بستر مطالعه و تحقیق باید بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد .
در میان انواع مختلف کتابخانه ها ، کتابخانه های عمومی از طریق گرداوری گروه وسیعی از منابع و اطلاعات و در دسترس قرار دادن دانش و خدمات برای گروه وسیعی از افراد جامعه (کودکان ، نوجوانان ، جوانان و بزرگسالان ) بدون توجه به سن ، مذهب ، زبان ، وضعیت جسمی و معیشتی و نیز میزان سواد ، در جایگاه خاص و ویژ ه ای قرار دارند و می توانند در اطلاع رسانی و پرورش و رشد فکری و فردی افراد نقش بسزایی داشته باشند . گذشته از ضرورت وجود این قبیل کتابخانه ها ، وجود تعداد زیادی از این مراکز در مناطق مختلف شهر و روستا خود مساله بسیار مهم و قابل توجهی است . اگر تعداد این کتابخانه ها در معابر و خیابانها زیاد باشند ، می توانند نظر افراد را بیشتر به خود جلب کرده و به عنوان یکی از گزینه های مورد توجه برای مراجعه و پر کردن اوقات فراغت به حساب آیند . مراجعه افراد به کتابخانه و پر کردن اوقات فراغت از این طریق ، علاوه بر برآورده کردن نیازهای اطلاعاتی افراد و افزودن به دانش و علم آنها ، می تواند عادت به مطالعه و لذت خواندن را در این افراد تقویت کند که این خود علاوه بر جلوگیری از کشیده شدن افراد به رفتارها و کارهای احیانا" ناهنجار ، می تواند در پرورش اشخاصی پویا و جامعه ای زنده تاثیر شگرف و ارزشمندی داشته باشد . چاپ شده در روزنامه شاپرک به تاریخ 2 اردیبهشت 1386
مصاحبه مرجع : خدمتی برای آگاهی از نیازهای اطلاعاتی مراجعه کنندگان به کتابخانه
اگر مطالعه ، تحقیق و پژوهش را عامل رشد ، بالندگی و پیشرفت در مسائل مختلف فردی و اجتماعی بدانیم و کتابخانه ها را به عنوان یک بستر و مکان برای انجام تحقیقات ، می توان نقش کتابدار را به عنوان واسطه بین منابع موجود در کتابخانه و مراجعه کنندگان بسیار مهم و جدی تلقی کرد که می تواند در روند تحقیقات ، خدمات ارزشمندی را به مراجعین ارائه نماید.
نگاهی به مفهوم انتظار
علی اکبر دهخدا انتظار را چنین معنی می کند :
"انتظار" به معنای چشم داشتن و یا چیزی را چشم داشتن ، نگرانی ، چشم داشتگی و امیدواری ، چشم براهی
محمد معین زیر مدخل انتظار می نویسد :
چاپ شده در روزنامه شاپرک به تاریخهای 18،17،15 مرداد 1388